تبليغاتX
Life
reality
سلام سلام به دوستان خوبم

امروز ۲ ساعت تو شبانه روز بیشتر نخوابیدم ولی چند تا گل مهمانم بودند خیلی لذت بردیم لذتی که قابل توصیف نیست 

دنیای نی نی کوچولوهاچقدر زیباست وقتی فکر میکنم یه موقع ....... هم نی نی بوده مو به تنم سیخ میشه چه قدر زود میگذره

دوران مدرسه و بعد از اون من خیلی راحت تر زندگی میکردم ولی الان انگار خیلی بیشتر به همه چی فکر میکنم چقدر زود گذشت

تو راه با این دوستام گل میگفتیم گل میشنیدیم چقدر دوسشون دارم امروز یه لحظه همه مون اشک تو چشمامون جمع شد یکی از دوستام پدرش را از دست داده فکر کنم منم اگه مثل گلم بشم خیلی برام اذیت کننده باشه خدا اون روز را نیاره.........

یکی از دوستام زن داداشش  داره میاد تهران سرطان سینه گرفته و اونم خیلی ناراحت بود  منم خیلی دلم براش سوخت عمرامونم اینجوری تموم میشه قدر لحظات را باید بدانیم

برا ی همه دعا کنید مخصوصاً برا این دوستم ممنونم  امیدوارم خدا بهشون صبر بده آمین

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 0:38  توسط یه منتظر | 

كار «حَسَن» و نيك چه شرايطى دارد؟
كار نيك، كارى است كه از نظر هدف، زمان، مكان، ضرورت، تداوم، ابزار مورد استفاده، همكاران، بهره گيران، استقامت در كار، استحكام، نظم، آينده‏نگرى در عمل، اولويت‏هاى مورد نياز، نشاط، اعتدال، دقّت، سرعت و سلامت كار، مورد سنجش و برنامه ريزى قرار گرفته باشد و به دور از آفت‏هاى عجب، حبط، ريا و سمعه انجام پذيرد.

حبط. باطل شدن کار.  حبوط. باطل شدن و ناچیز شدن . حبط عمل ؛ باطل و ناچیز

عجب . بُن ِ دنب . گویند آن نخستین چیزی است که آفریده شده و آخر چیزی است که پوسیده میشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 23:2  توسط یه منتظر | 
دل آسمانم گرفته است.

جغدي روي كنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را تماشا ميكرد. رفتن و ردپاي آن را. و آدمهايي را مي ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند. جغد اما مي دانست كه سنگ ها ترك مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شكنند و ديوارها خراب مي شوند.

او بارها و بارها تاجهاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابلاي خاكروبه هاي كاخ دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد.  
روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگين شان مي كني. دوستت ندارند. مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.  
قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند.  
سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت:

آوازخوان كنگره هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟

دل آسمانم گرفته است. 
جغد گفت: خدايا! آدمهايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.  
خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ.

تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد.

دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ. 
جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره هاي دنيا مي خواند

و آنكس كه مي فهمد، مي داند آواز او پيغام خداست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 12:52  توسط یه منتظر | 
 

Winter dreaming

Winter Dreaming     

'Winter Dreaming' shows a little maiden dreaming of days gone by. The story around comprises some of my favourite dreamy images based on Victorian times (one of my favourite eras). As with other works from the Dream range the viewer is able to make up their own story, reading the scene in either direction

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 22:56  توسط یه منتظر | 

pay attenton to

before you Speak, Listen--

 before you Write, Think--

 before you Spend, Earn--

 before you Criticise Wait--

 before you Pray, Forgive--

before you Quit, Try--

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 22:36  توسط یه منتظر |